تبليغاتX
دانلودکده

دانلودکده

هرچیز وهرعنوان وهرموضوعی که بخواهید

چاه شیطان، محلی ترسناک که مردگان زنده می شوند!! + عکس

چاه شیطان، محلی ترسناک که مردگان زنده می شوند!! + عکس
یكی از دوستان واترز می‌گوید، وقتی سگ نگهبانش مرد، لاشه آن را درون چاه شیطان انداخت. این مرد قسم می‌خورد كه مدتی بعد سگ به سوی او بازگشت...

جایی در مناطق وحشی ایالت واشینگتن، پدیده‌ای نامتعارف و عجیب جغرافیایی وجود دارد كه ساكنین آن را دریچه‌ای به دنیایی دیگر می‌دانند. هر چند چاه شیطان سال‌ها و شاید قرن‌هاست كه مورد توجه مردم آن منطقه قرار گرفته است اما تنها از سال 1997 بود كه یك ایستگاه رادیویی با «مل واترز»، صاحب زمین، مصاحبه كرد و آن را به مردم كشورش شناساند. مل واترز ادعا می‌كند كه صاحب یك زمین غیرعادی است كه در نزدیكی «ماناستاش ریج» در واشینگتن قرار دارد. البته این زمین به خودی خود چیز عجیبی نیست، اما چاهی درون آن قرار دارد كه مردم آن را عجیب و ماوراءالطبیعه می‌دانند.

داستان چاه شیطان
سال‌هاست كه ساكنین «ماناستاش ریج» از زمینی سخن می‌گویند كه چاهی درون آن قرار دارد ظاهرا انتها ندارد. چاهی مرموز كه هاله‌ای از احساس خطر و راز در اطراف آن موج می‌زند. دیواره چاه تا عمق 15 فوتی آجری است ولی بقیه آن خاكی می‌باشد. مردم این منطقه نسل اندر نسل این چاه را می‌شناختند و از آن به عنوان زباله‌دانی استفاده می‌كردند و از یخچال كهنه تا تلویزیون خراب و لاستیك پنچر را در آن می‌انداختند. اما هیچ یك از كسانی كه چیزی درون چاه می‌انداخت صدای افتادن آن شی به كف چاه را نشنید. همین موضوع باعث شد كه مردم نام «چاه شیطان» را بر آن نهادند و آن را چاهی بی‌انتها نامیدند كه مستقیم به جهنم راه دارد. بعضی‌ها هم معتقد بودند كه چاه شیطان در حقیقت دریچه ورود و خروج فضایی‌هاست.
حدود سال 1993 «مل واترز» و همسرش این زمین را خریدند و كمی بعد آن چاه را كشف كردند. آنها هم مثل مردم دیگر از آن به عنوان زباله‌دان استفاده می‌كردند و حتی ساكنین دیگر هم زباله‌ها و لاشه حیوانات خود را در آن می‌انداختند. چند سال گذشت و كم‌كم آقای واترز به این فكر افتاد كه چرا چاه پر نمی‌‌شود؟
در تابستان سال 1996 واترز تصمیم گرفت عمق چاه را اندازه‌گیری كند. اوكه یك ماهیگیر كار كشته بود یك قلاب ماهیگیری با نخ بسیار بلند داشت. یك روز به دهانه چاه رفت، یك وزنه به سر قلاب آویخت و آن را به داخل چاه هدایت كرد. وقتی نخ هر قرقره تمام می‌شد، قرقره جدیدی به انتهای آن گره می‌زد و به كار خود ادامه می‌‌داد، اما قرقره‌ها تمام شد و نخ قلاب به انتهای چاه نرسید. به محاسبه واترز، او هجده قرقره 5000 فوتی را به هم وصل كرده بود، بنابراین او نتیجه گرفت عمق چاه بیشتر از هشتاد هزار فوت می‌باشد! در آن وقت بود كه واترز متوجه شد چاه درون ملكش نه تنها عجیب بلكه دلهره‌آور است.



سگ‌های مرده و سكوت مرگبار

اولین چیزی كه توجه واترز را جلب كرد آن بود كه هر وقت درون چاه فریاد می‌زد پژواك صدایش را نمی‌شنید. بعد دریافت هر وقت می‌خواهد به چاه نزدیك شود سگ شكاری‌اش چنگالش را در زمین فرو می‌كند تا نگذارد واترز او را به آن طرف بكشاند.
یكی از دوستان واترز می‌گوید، وقتی سگ نگهبانش مرد، لاشه آن را درون چاه شیطان انداخت. این مرد قسم می‌خورد كه مدتی بعد سگ به سوی او بازگشت. همان سگ با همان شكل و قیافه و همان قلاده كه خودش یك قطعه فلز كوچك به آن وصل كرده بود. این داستان آنچنان واترز را تحت تاثیر قرار داد كه در وصیت‌نامه جدیدش نوشت بعد از مرگ جسدش را درون چاه شیطان بیندازند. طولی نكشید كه واترز و چاه درون ملكش به شهرت كشوری رسیدند و گروه‌های مختلف ماوراءالطبیعه به بررسی آن پرداختند ولی هیچ یك نتوانستند دریابند چاه شیطان واقعا چیست و عمق آن چه قدر است و آیا طبق عقیده مردم محل، این چاه بی‌انتهاست؟ نكته‌ای كه آنها هم مثل مردم آن را درك كردند آن بود كه در محدوده چاه همه احساسی مرموز از ترس و دلهره را داشتند.

احساسی كه دلیلی برای آن پیدا نشد. قدم بعدی ورود سربازان ارتش آمریكا به ملك واترز بود. آنها آنقدر با دقت در حال بررسی منطقه بودند كه حتی به واترز اجازه ورود به ملك شخصی‌اش را ندادند. از همان زمان دیگر نامی از واترز در رسانه‌ها برده نشد ولی در روز 28 ژوئن سال 2011 نامه‌ای از واترز به صورت آن لاین منتشر گردید كه تاكید می‌كرد تمام حرف‌هایش در مورد چاه شیطان و اتفاقات آن عین حقیقت بوده است، ولی دولت آمریكا دوست نداشت حرفی از آن زده شود.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 14:23  توسط حسین   | 

آخرو عاقبت آکتورهای قدیمی

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223511178.jpg

آقای سکسکه عمل کرده، می‌ره سر کار و میاد و زندگی‌شو می‌کنه!



http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223514782.jpg
الفی دیگه از هیچی نمی‌‌ترسه!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223511321.jpg
آلیس شوهر کرده، دو تا بچه داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان ۵٠ متری ساده.


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223512759.jpg
آن‌شرلی آرایش‌گر معروفی شده و توی جردن و چند تا محله‌ی بالای شهر شعبه زده و حسابی جیب مردم رو خالی می‌کنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی ...


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223511066.jpg
ای‌کیوسان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223513518.jpg
بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!... شلمان هنوز هم خوابه!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223513825.jpg
پت پست‌چی بازنشسته شده و الان تو خونه‌ی سال‌مندان منتظر مرگشه!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223514605.jpg
بنر رو یادته؟ پوستشو توی خیابون منوچهری 30000 تومن ‌فروختن!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223512183.jpg
بالتازار و زبل‌خان آلزایمر گرفتن.




http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223513368.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223512483.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223511303.jpg


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223511040.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223511074.jpg
دامبو، پلنگ صورتی، پسر شجاع، خانوم کوچولو، گوریل انگوری، شیپورچی، یوگی و دوستاش همه توی یه سیرک بزرگن!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223512120.jpg
تام سایر حسابی باکلاس شده و موهاشو مدل جوجه‌تیغی درست می‌کنه!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223511914.jpg
تام و جری دو تا دوست صمیمی شدن!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223513671.jpg
تن‌تن توی یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو یه شرکت تبلیغاتی داره فعالیت میکنه!



http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223511038.jpg
جیمبو رو از رده خارج کردن و بعد اجاره دادندش به ایران ایر !!



http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223514748.jpg
چوبین خیلی وقته که مادرش رو پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223512663.jpg
حنا خانوم دکتر شده، مادرش هم از آلمان برگشته کنارش!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061223514473.jpg
خپل رو از باغ گل‌ها انداختنش بیرون, اون‌جا یه برج ١٠٠٠ طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش - خیلی لاغر شده!)


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234521917.jpg
خانواده‌ی دکتر ارنست همسایه مونن، هر سه تا بچه‌اش رفتن خارج، همسر دکترخیلی مریضه!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234523955.jpg
رابین‌هود رو توی اسلام‌شهر گرفتنش - به جرم شرارت!- هفته‌ی دیگه اعدامش می‌کنن!



http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234521944.jpg
سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن، خب که چی؟!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234523475.jpg
کایوت، بالاخره ردرانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و مرد!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234522617.jpg
هیچ‌کی نفهمید گالیور عاشق فلرتیشیاست!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234523452.jpg
لوک خوش‌شانس طي يه بدشانسي، اشتباهي تو يه صحنه قتل دستگير شد و نتونست خودشو تبرئه كنه و الان هم سلولي دالتون ها شده!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234521623.jpg
مارکو پولو تو میدون راه‌آهن یه باقالي پلويي زده ، می‌گن کارش خیلی گرفته!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234521486.jpg
گربه‌سگ عمل کردن و جدا شدن!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234522341.jpg
ملوان زبل الان ديگه يه دزد دريايي معرف شده در خلیج عدن!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234523349.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234524488.jpg
آقای پتی‌بل تو میدون شوش یه بنک‌دار کله‌گنده‌س!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234523617.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234521803.jpg
معاون کلانتر از يه بانك اختلاس كرد و فرار كرد رفت خارج !



http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234524223.jpg
آقای نجار الان به جرم قطع غيرمجاز درختان تحت تعقيبه و وروجک هم قايم شده!


http://files.tabnak.com/pics/201012/201012061234523695.jpg
پت و مت دكتراي مهندسي عمران گرفتند و الان جزو هيئت علمي دانشگاهند!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 12:31  توسط حسین   | 

آبغوره لاغر می‌کند و چربی خون را پایین می‌آورد!!

آبغوره لاغر می‌کند و  چربی خون را پایین می‌آورد!!

آیا این ادعا صحت دارد که آبغوره لاغر می‌کند و چربی خون را پایین می‌آورد یا اینکه تنها یک خرافه است؟
 
آبغوره نه لاغر می‌کند نه چربی خون را پایین می‌آورد !
غوره همان انگور کال است. طعم آن هم ترش است. در واقع میوه‌ها هر چه‌قدر بیشتر می‌رسند، قندشان بالاتر می‌رود. در واقع قند غوره کمتر از انگور رسیده است. البته این دلیل بر آن نیست که بگوییم غوره هیچ قندی ندارد و نمی‌تواند سبب نوسانات قندخون شود.
به گفته متخصصان مصرف هرازگاهی غوره مشکلی ایجاد نمی‌کند.
غوره معمولا به شکل آبغوره مصرف می‌شود و چون جلوی آفتاب می‌ماند و حرارت می‌بیند ویتامین C نداشته و تنها طعم دهنده است. به عبارت دیگر آبغوره هیچ خواصی برای بدن ندارد. عده‌ای از افراد برای پایین آوردن چربی خون آبغوره می‌خورند. این تفکر به هیچ عنوان صحیح نبوده و آبغوره نمی‌تواند چربی و قندخون را پایین بیاورد. برخلاف تصور عموم که مصرف ناشتای آن سبب لاغری می‌شود باید گفت آبغوره نه تنها لاغر نمی‌کند بلکه مخاط دستگاه گوارش را هم تخریب می‌کند.
منبع : salamat.ir
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 11:1  توسط حسین   | 

افسانه قالیچه‌های پرنده ایرانی!

افسانه قالیچه‌های پرنده ایرانی!

کاشف فرانسوی در سرداب‌های زیرزمینی قلعه الموت، در نزدیکی دریای خزر، طومارهایی یافته است که شواهد جدیدی در مورد قالیچه‌های پرنده به دست می‌دهند. این طومارها که به طرز خارق‌العاده‌ای...
 
 حتما شما نیر تاکنون از قالیچه‌های پرنده در داستانها و افسانه‌ها شنیده اید اما شاید باور نمی‌کنید افسانه قالیچه‌های پرنده در داستان‌های هزار و یک شب واقعیت داشته باشد!
می توانید تصور کنید روی یک قالیچه پرنده در حال عبور از مرزهای فیزیکی حقیقی هستید!
هنری بک،
کاشف فرانسوی در سرداب‌های زیرزمینی قلعه الموت، در نزدیکی دریای خزر، طومارهایی یافته است که شواهد جدیدی در مورد قالیچه‌های پرنده به دست می‌دهند. این طومارها که به طرز خارق‌العاده‌ای سالم مانده‌اند، در اوایل قرن سیزدهم میلادی توسط یک محقق یهودی به نام اسحاق‌ بن شریره نوشته شده‌اند. قالیچه‌های پرنده‌ای که می‌توانستند چند متر بر فراز زمین شناور باشند، نخستین بار توسط کیمیاگران و صنعت‌گران دربار ملکه صبا ساخته شد و ملکه صبا آن را به نشانه عشق خود برای حضرت سلیمان فرستاد.
 
قرن‌ها پس از آن که قالیچه‌های پرنده تنها یک افسانه هزار و یک شبی تصور می‌شد، هنری بک، کاشف فرانسوی، شواهد مستند از وجود قالیچه‌های پرنده در ایران یافته است.
هنری بک در سرداب‌های زیرزمینی قلعة الموت، در نزدیکی دریای خزر، طومارهایی یافته است که شواهد جدیدی در مورد قالیچه‌های پرنده به دست می‌دهند. این طومارها که به طرز خارق‌العاده‌ای سالم مانده‌اند، در اوایل قرن سیزدهم میلادی توسط یک محقق یهودی به نام اسحاق‌ بن شریره نوشته شده‌اند.
پس از آن که پروفسور جی. دی. سپتیموس، زبان شناس مشهور این متون را از زبان فارسی به انگلیسی ترجمه کرد، این دست‌نوشته‌ها باعث جنجال‌های زیادی در جامعه علمی جهان شدند. مدت کوتاهی پس از انتشار ترجمه این متون، کنفرانسی با حضور کارشناسان برجسته بین‌المللی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی لندن برگزار شد. بسیاری از مورخان با حمله به بک، این دست نوشته‌ها را جعلی خواندند. اما پروفسور سپتیموس که به خاطر عدم شرکت بک در این کنفرانس به خاطر تولد فرزندش دفاع از او را به عهده داشت، گفت که این متون باید به طور دقیق مورد بررسی قرار بگیرند.
قدمت این دست نوشته‌ها اکنون در انستیتوی لئوناردو داوینچی شهر تریست، به کمک روش رادیو کربن در حال تعیین است.
 
بنا بر نوشته‌های بن شریره، حکام مسلمان قالیچه‌های پرنده را وسیله‌ای شیطانی می‌دانسته‌اند و به همین خاطر دانش و سازندگان آن را سرکوب کرده‌اند و ردپای آن را از تاریخ به دقت پاک کرده‌اند. هرچند قالیچه‌های پرنده تا اواخر قرن سیزدهم میلادی بافته و فروخته می‌شده‌اند، اما استفاده از آن در انحصار افراد خاصی بوده است.
بنا بر یادداشت‌های بن‌شریره، نخستین اشارات به قالیچه‌های باستانی در دو متن باستانی صورت گرفته است. یکی از این کتاب‌ها، مجموعه‌ای از ضرب‌المثل‌ها است که توسط شامشاد، وزیر نبوکدنزر پادشاه بابلی جمع‌آوری شده است و منبع دیگر، مجموعه‌ای از گفتگوهای باستانی است که توسط شخصی به نام ژوزفوس نگاشته شده است.
بر اساس نوشته‌های بن شریره، قالیچه‌های پرنده‌ای که می‌توانستند چند متر بر فراز زمین شناور باشند، نخستین بار توسط کیمیاگران و صنعت‌گران دربار ملکه صبا ساخته شد و ملکه صبا آن را به نشانه عشق خود برای حضرت سلیمان فرستاد. اما وقتی ملکه صبا خبر برخورد سرد حضرت سلیمان را با هدیه‌اش شنید، دل‌شکسته شد و صنعت‌گران خود را از دربار بیرون کرد. این صنعت‌گران در نهایت در ناحیه بین‌النهرین و در نزدیکی شهر بغداد ساکن شدند و کسب و کار خود را ادامه دادند.
بن شریره در یادداشت‌های خود به توضیح چگونگی کار این قالیچه‌های پرنده می‌پردازد، اما متاسفانه اکثر اصطلاحات و عبارات فنی به کار رفته در این قسمت قابل فهم نیستند. اما از قسمت‌های قابل خواندن متن چنین برمی‌آید که قالیچه‌های پرنده هم مانند قالیچه‌های معمولی روی دار بافته می‌شده‌اند و تفاوت آن‌ها با قالیچه‌های معمولی در مرحله رنگرزی بوده است.
 
صنعتگران دربار ملکه صبا گِل مخصوصی «به دست آمده از چشمه‌های کوهستان» کشف کرده بودند که هنگامی که در معرض حرارت شدید، «داغ‌تر از آتش حلقة هفتم جهنم» در ظرفی محتوی روغن یونانی قرار می‌گرفت، خاصیت ضد مغناطیسی پیدا می‌کرد. با توجه به مغناطیس بودن کرة زمین، و وجود میلیون‌ها محور مغناطیسی که از قطب جنوب تا قطب شمال کشیده شده‌اند، قالیچه‌هایی که الیاف شان به این گل آغشته می‌شد می‌توانستند از سطح زمین فاصله بگیرند. این فاصله با توجه به غلظت و میزان گل به کار رفته، از یک متر تا چند ده متر می‌رسید. محورهای مغناطیسی مانند ریل‌های هوایی عمل می‌کردند و قالیچه می‌توانست در امتداد این محورها پیش رود.
بر اساس یادداشت‌های بن‌ شریره، کتابخانه اسکندریه تعداد زیادی از این قالیچه‌های پرنده را در اختیار داشته است و آن را برای گردش میان قفسه‌های مملو از پاپیروس کتابخانه در اختیار مراجعه‌کنندگان به کتابخانه می‌گذاشته است. این کتابخانه که در یک زیگورات قرار داشته است، بیش از ۴۰ هزار طومار خطی در اختیار داشته است که توسط سیصد نسل از کاتبان نگاشته شده بود. سقف این کتابخانه آن‌قدر بلند بوده است که بسیاری از مراجعه‌کنندگان ترجیح می‌داده‌اند به حالت شناور در هوا و روی قالیچه‌های پرنده مطالعه کنند.
بر اساس یادداشت‌های بن شریره، ساخت قالیچه‌های پرنده در سرزمین‌های اسلامی به دو دلیل سرکوب شد. نخست این که حکام مسلمان می‌گفتند بشر قرار نیست پرواز کند و قالیچه‌های پرنده باعث به هم خوردن نظم امور می‌شوند. دلیل دوم بیشتر اقتصادی بود. بسیاری از اشراف و ثروتمندان عرب ثروت خود را مدیون گله‌های شتر و اسب خود بودند و دل‌شان نمی‌خواست چند صنعتگر فقیر و بی‌چیز با ساخت قالیچه‌های پرنده کسب و کار آن‌ها را نابود کنند.
قالیچه‌های پرنده در زمان حکومت خلفای اموی و عباسی به شدت سرکوب شدند و در نهایت در سال ۱۲۲۶ میلادی و با حمله مغول‌ها به آسیای مرکزی، در هرات و بلخ و بخارا حمام خون به راه افتاد. مغول‌ها در جریان غارت و تاراج خود، چند قالیچه پرنده هم پیدا کردند و هنگامی که مردی به آن‌ها گفت این قالیچه‌ها تیزروتر از اسب‌های پاکوتاه مغول‌ها هستند، چنگیزخان چنان از این توهین برآشفته شد که سر مرد را از تنش جدا کرد و دستور داد تمام قالیچه‌های پرنده قلمروی وسیعش را جمع‌آوری و نابود کنند.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 13:12  توسط حسین   | 

بد حجابی منکر است

 

چند حدیث از ائمه ی اطهار درباره ی حجاب

حضرت زهرا(س) : زن وقتي به حد بلوغ رسيد ، نبايد جايي از بدن و اندامش ديده شود ، مگر صورت و دست ها (سنن ابي داود ج2ص383)

پيامبر اكرم (ص) : خداوند مرداني كه شبيه زنان مي شوند و زناني كه خود را شبيه مردان قرار مي دهند ، نفرين كرده است (بحارالانوارج103ص242)

پيامبر اكرم (ص) نهي فرمودند از اين كه زني براي غير همسرش ، خود را بيارايد ، پس اگر مرتكب چنين عملي شود برخدا سزاوار است كه او را در آتش بسوزاند

(وسائل الشيعه ج7ص117)


پيامبر اكرم (ص) : هر زني كه خود را خوشبو سازد (به طوريكه نامحرم ان را استشمام كند) و سپس از خانه خارج شود ، تا هنگام بازگشت به خانه

مورد لعنت قرار مي گيرد (وسائل الشيعه ج7ص154)

حضرت علي(ع) فرمودند : به همراه فاطمه (س) به خدمت رسول خدا شرفياب شديم در حالي كه او به شدت گريه مي كرد ، گفتم : پدر و مادرم به فدايت

چه چيز اين چنين شما را گريان ساخته ؟!

فرمودند شبي كه مرا به معراج بردند زناني از امتم را در عذابي شديد و در وضع بدي ديدم كه از شدت عذابشان گريستم ، سپس احوال انها را برايم شرح دادند

فاطمه(س) فرمويد : اي محبوب و روشني چشم من ! ما را از عمل انها با خبر ساز . پس حضرت فرمودند :

« زني كه با مويش آويخته شده بود ، در دنيا مويش را از نا محرمان نمي پوشاند ، زني كه با زبانش آويخته شده بود همسرش را آزار مي داد ، و آنكه

گوشت بدن خود را مي خورد ، بدنش را براي ديگران تزيين مي كرد و آن كه با قيچي گوشتش چيده مي شد ، كسي بود كه خويشتن را بر مردان نامحرم

عرضه مي داشت (وسائل الشيعه ج7ص156)

پيامبر اكرم (ص) : براي زن سزاوار نيست كه هنگام بيرون رفتن از خانه اش ، لباسش را جمع و فشرده كند و به بدنش بچسباند . (فروع كافي ج5ص519)

پيامبر اكرم(ص) : براي زن شايسته نيست كه در وسط مسير راه برود ، بلكه شايسته است كه ر كنار مسير حركت كند . (پوشش زن در اسلام ص 19)

پيامبر اكرم(ص) در گفتاري زنان اهل دوزخ را كه حتي بوي بهشت به مشام ايشان نمي رسد چنين معرفي مي كنند :

زناني كه بد حجاب اند و با زرق و برق خود را به مردم نشان مي دهند و هوس هاي آنها را به سوي خود جذب مي كنند و موهاي سرشان همچون

كوهان هاي شتر است ... (مستدرك سفينه البحار ج 10ص52)

منبع:eteghadat.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 9:54  توسط حسین   |